شما یادتان نیست؛ زمان ما پایت را که از در خانه بیرون میگذاشتی، باید میگفتی سلام آقا رضا، سلام خانم محمدی. با نصف کوچه سلام و علیک میکردی. خانه امن بود، کوچه آشنا. همه را کم و بیش میشناختی. توی محله هم با کاسب و اهل محل سلام و علیک نیمبندی بود.
«راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی، جایی؟»