از این در وطن خویش غریب

آشنایی با «آشتی»

از این در وطن خویش غریب

شما یادتان نیست؛ زمان ما پایت را که از در خانه بیرون می‌گذاشتی، باید می‌گفتی سلام آقا رضا، سلام خانم محمدی. با نصف کوچه سلام و علیک می‌کردی. خانه امن بود، کوچه آشنا. همه را کم و بیش می‌شناختی. توی محله هم با کاسب و اهل محل سلام و علیک نیم‌بندی بود.


«راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی، جایی؟»


حالا از آپارتمان که بزنی بیرون، ممکن است یک آدم اخمو توی آسانسور ببینی و سلام آهسته‌ای بکنی. معذب می‌ایستی و از نگاه بیگانه پرهیز می‌کنی. دو قدم بعد، تا وارد کوچه می‌شوی شهر زمخت و غریبه شروع می‌شود.


«سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است.»


«آشتی» جای سلام و علیک و گپ و گفت است؛ جای آشتی با همشهری، با اهل محل، همسایه. تا چهار نفر را دور و برت بشناسی و دم خانه‌ات غریبی نکنی. برای این که ما، معنای محله را گم نکنیم. تا بنشینیم و گپی بزنیم.


در آخر، اگر از در «آشتی» در آمدید، دیگران را هم به آشتی بخوانید. رونق این مجلس به قدم شماست.


«دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای»

دسته‌بندی: یادداشت سردبیر
برچسب‌ها:
بدون برچسب
نوشتهٔ مجتبی الف در تاریخ 17 تیر 1405